أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

428

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

پوشيده و خلق بسيار از دست وى خرقه پوشيدند و از آنها يكى شيخ زين الدين مظفر باغنوى « 139 » و شيخ روزبهان بقلى بود و او را كلمات در شطح هست فقيه « 140 » گفت هيچكس نديدم كه در طريقت اصوب از او بوده باشد و در حقيقت هيچ اشارت نميكرد كه ظاهر نميشد چنان كه ميگفت و معارضه با هيچكس نميكرد كه در وقت جواب او ميگريخت و او را كرامات ظاهره و حجتهاى باهره بود و در بغداد غلبه « 141 » بسيار تابع او بودند و در واسط و شام جماعت بيشمار متابعت او مىنمودند و در شيراز خيلى خلق از خاص و عام ميامن همت او مىيافتند « 142 » تا در ماه جمادى الاولى در سال ششصد و دوم وفات كرد و او را دفن كردند در حظيره خود در مصلى و آن حظيره مشايخ و ائمه است رحمت الله عليه .

--> - در سنهء پانصد و دو يعنى چهل سال قبل از وفات ابو القاسم طاهر مذكور وفات يافته بوده است و شرح احوال او در طبقات سبكى ج 4 ص 230 - 231 مذكور است از قرار ذيل : « طاهر بن سعيد بن فضل الله بن ابى الخير ابو الفتح بن ابى طاهر بن ابى سعيد الميهنى الصوفى من بيت التصوف و المشيخة كان ذا قدم راسخ فى التصوف و سافر الكثير و لقى الشيوخ سمع جده فضل الله و الاستاذ ابا القاسم القشيرى و ابا الغنائم بن المأمون و ابا الحسين بن النقور و خلقا سواهم روى عنه ابو الفتيان الرواسى و غيره توفى سنة اثنتين و خمسمائة » انتهى موضع الحاجة منه ، - حال كه مجملا شرح احوال اين دو سبط ابو سعيد ابو الخير و عصر آنها معلوم شد گوئيم كه از ملاحظهء تاريخ وفات اين دو نفر و تاريخ وفات صاحب ترجمهء متن شمس الدين عمر تركى واضح مىشود كه صاحب ترجمهء متن متوفى در سنهء 602 ممكن نيست عصر ابو الفتح متوفى در 502 را كه درست صد سال قبل از وفات وى وفات يافته بوده درك كرده باشد پس چگونه ممكن است بطبق ق ب خرقه از دست او پوشيده باشد و بنابرين واضح است كه دو نسخهء ق ب غلط فاحش است و صواب در متن همان « ابو القاسم » است بطبق نسخهء م چه وفات اين ابو القاسم طاهر چنان كه گذشت در سنهء 542 يعنى فقط شصت سال قبل از وفات صاحب ترجمه بوده است پس صاحب ترجمه هر مقدار كه بيش از شصت سال عمر كرده بوده ( كه امرى بسيار عادى و كثير الوقوع است ) به همان مقدار نيز عصر ابو القاسم مذكور را درك كرده بوده است ، - و لبس الخرقه من يد الشيخ ابى القاسم سبط الشيخ ابى سعيد بن ابى الخير ( شد الازار ) . ( 139 ) - شيخ زين الدين مظفر بن روزبهان بن طاهر ( شد الازار ) . ( 140 ) - فقيه صائن الدين حسين مقصود است . ( 141 ) - كلمه غلبه كه در اينجا مترجم به كار برده است با كلمه غلبه در متن شد الازار از جهت معنى همانند نيست به شماره 142 رجوع شود . ( 142 ) - و سطوة و غلبة و احتراق و جلبة تبعه فى واسط و بغداد و الشام و فارس جماعات فنالت منه الميامن و البركات ، ( شد الازار ) .